صفحه شخصی احمد غلامعلی

صفحه شخصی احمد غلامعلی

روایت اربعین( پیدا و پنهان پیاده روی اربعین)



مجموع: ۳۴

بازدید: ۳۹۳۸

یادداشت

روایت اربعین( پیدا و پنهان پیاده روی اربعین)

ارسال شده در: 14 آذر 1394 - 23:16 توسط احمد غلامعلی

بسم الله الرحمن الرحیم.

سالها بود که در ایام اربعین, روایت امام حسن عسکری علیه السلام را می ­شنیدیم که از نشانه ­های مؤمن زیارت اربعین است و شاید تصور پیاده روی در اربعین هم برای ما دور از دسترس بود. اما بحمدلله چندسالی است که چنین توفیقی نصیب مردم ما هم می­شود. هر چند برای پیاده روی در اربعین روایتی نداریم ولی روایات متعددی است که  برای هرگام پیاده به حرم سیدالشهداء و امیرمؤمنان علیهماالسلام پاداش­های ویژه ­ای وعده داده شده است.

( روز چهارشنبه ۴ آذر ۹۴ بعد از ظهر در مسجد سهله نماز خواندیم و به سوی کربلا پیاده راه افتادیم .اعضای کاروان :جناب آقای دکتر سید مهدی حسینی . دکتر رسول رضوی . حاج سید مرتضی طبائی . اخوی دکتر مهدی غلامعلی . اخوی زاده آقا علیرضا و بنده احمد غلامعلی)

زائر کربلا مسیر طولانی کربلا را با پای پیاده می­ نوردد و لذت با کاروان حسین بودن را با تمام وجود حس می­کند . اگر چه این مسیر برای زن و کودک و پیر و میانسال دشوار است ولی همه افراد در سنین مختلف با رضایت خاطر پای در جاده میگذارند. شاید تصور زائر کربلا این است که این مسیر رضایت خدای را در پی دارد و آنکه قصد خدا کند مسیر برایش کوتاه می­شود : وأنَّ الرَّاحِلَ إلَيكَ قَرِيبُ المَسافَة. این سنت زیبا که به همت مهمان نوازی عراقی ها در تمامی مسیرهای منتهی به کربلا تجلی می­یابد سرمایهٔ بی بدیلی برای پیوند دل­ها و اتحاد مسلمانان است. اگر کمی تأمل کنیم بیش از دو میلیون ایرانی از سوی کسانی پذیرایی می­شوند که در کمتر از سی سال پیش تنها اسلحه میان آنان حاکم بود. چه فرزندانی که در این جنگ یتیم شدند و چه پدران و مادرانی که در سوگ فرزندانشان هنوز داغدارند. به راستی چه عاملی سبب می­شود که این پدر کُشتِگی از هر دو سو نادیده گرفته شود؟ عراقی­ها سفرهٔ مهر و محبت خود را بر روی کسانی بگشایند که احتمالا در نبرد هشت ساله نقشی داشته اند و ایرانی­ها به راحتی در خانه کسانی آرام بگیرند که احتمال دارد از نظامیان ارتش عراق در جنگ تحمیلی بوده باشند؟

( سفره پذیرایی که میزبان عراقی برای ما آماده کرد. تقریبا ساعت یک بامداد بود که ما رسیدیم. وقتی متوجه شد شام نخورده ایم بعد از نیم ساعت این سفره را انداخت : کباب, کُبه و...)

پاسخ به این پرسش برای کسانی که در این چند سال توفیق زیارت سیدالشهدا, علیه السلام را در اربعین یافته ­اند چندان دشوار نیست : إنَّ لِلحُسَينِ في بَواطِنِ المُؤمِنينَ مَعرِفَةً مَكتومَةً. یعنی همه شیعیان در باطن خود حسین را می­شناسند و آنکه حسین را بشناسد ناخودآگاه به او عشق می­­ ورزد و پرتوی از این عشق را نثار عاشقان سید الشهدا علیه السلام می ­کند فقط کافی است موانعِ بروزِ معرفت کنار رود و راه­های عشق ورزیدن مهیا شود و هم اینک در عراق چنین حالتی پدید آمده است . مردم آزادانه به معشوق واقعی خود عشق می­ورزند. 

من غریبم از بیابان آمدم

بر امید لطف سلطان آمدم

بوی لطف او بیابان­ها گرفت

ذره­ های ریگ هم جان­ها گرفت

( انبوه جمعیت, سبب شد تا بازرسی حرم امیرمؤمنان مختل شود و بردن دوربین به حرم آزاد باشد . ما هم تا توانستیم عکس انداختیم. واقعا : ایوان نجف عجب صفایی دارد....)

بنابر این محبت سیدالشهداء  علیه السلام اکسیری است که کینهٔ دیرینهٔ جنگ را هم می­زداید. این سرمایه گران­بها هم اینک در اختیار ماست باید آن را پاس داریم و الگوی همزیستی سالم بر محور محبت حسین علیه السلام را در جامعه نهادینه کنیم .بنده از جمله کسانی هستم که توفیق پیاده روی اربعین را دو بار یافته ام و هیچگاه در نجف و کاظمین و کربلا با کاروانی هماهنگ نبوده ام و به مدد توکل الهی و شناخت روحیه برادران عزیز عراقی بار سفر بسته ام و هر دو بار بیش از لیاقتم پاداش گرفته ام

تکیه بر تقوا و دانش در طریقت کافریست

راهرو گر صد هنر دارد توکل بایدش

حقیقت آن است که پیاده روی اربعین بستر مناسبی است تا فرد از همه تعینات و تعلقات دنیوی آزاد شود و خود را در اقیانوس محبت اهل بیت علیهم السلام غرقه سازد و با روحی فربه با مشکلات سفر روبرو شود و آنگاه احساس میکند که فربهی روح تا چه اندازه در رویارویی با مشکلات مؤثر است . اما با این همه برخی لایه ­های پنهان هم در این سفر با عظمت هست که شایسته دقت است .پیدا و پنهان پیاده روی اربعین بنابر مشاهدات بنده چنین است:

۱.احترام و کرامت انسانی: در تمامی مواکب و منازل عراقی­ها, کرامت انسان کاملا حفظ می­شود. هرگز کسی را به خاطر درخواست غذا و پتو و آب و...تحقیر نمی­کنند. هر چه دارند در طبق اخلاص قرار میدهند. بارها شده است که افراد چند غذا درخواست میکنند و میزبان خم به ابرو نمی ­آورد.ایرانی­ها در برخی موکبها  زودتر مستقر می­شوند و گاه چند عراقی دیرتر میرسند, هرگز جای خاصی را برای هموطنان خودشان اختصاص نمی­دهند بلکه برای او هم در میان بقیه زائران مکانی را تهیه می­کنند.آنچه مهم است زائر بودن است و مهم نیست از کدام ملیت هستی.

۲. سخاوت: از سید الشهداء علیه السلام نقل شده است که : السخاء محبه, سخاوت محبت است . در این مدت می­توان سخاوت عراقی­ها را مشاهده کرد. سخاوتی که معلوم است در وجودشان نهادینه شده است . برای نمونه ما بارها در منازل و موکبها پتو و سایر مایحتاج را درخواست کردیم و به راحتی از خودشان می­گذرند . در اربعین سال ۹۲ در یکی از موکبها پتو کم بود. صاحب موکب پتوی خود و فرزندش را به زائران داد و تا صبح بیرون موکب در کنار آتش چرت میزد. این روحیه در موکبهای ایرانی کمتر دیده می­شود و پتوهای فراوانی را انباشته روی هم قرار میدهند و به درخواست زائر برای استراحت هم وقعی نمی­ نهند .البته زائران سیدالشهداء برای خوردن چند لقمه غذا و چند بطری آب هشتاد کیلومتر را پیاده نمیروند ولی دیدن سخاوت عراقی­ها خود به خود محبت می­آورد:

طواف حاجیان دارم به گرد یار می­گردم

بهانه کرده ام نان را ولیکن مست خبازم

نه اخلاق سگان دارم نه بر مردار میگردم

نه بر دینار می­گردم که بر دیدار می­گردم

۳. نوای باسم الکربلایی: نوای باسم الکربلایی که معمولا با شور و هیجان خاصی خوانده می­شود و معمول شعرهایش خوش مضمون است, جزء جدایی ناپذیر پیاده روی اربعین است. اشعار وی معمولا دعوت به مسائل اخلاقی و رعایت احکام شرع است. برای نمونه نوحه «حجابی» را در دهه محرم برای دعوت زنان به رعایت حجاب و الگوگیری از حضرت زینب سلام الله علیها اجرا کرده است. تمامی موکبها با دستگاههای پخش بزرگ نوحه­های باسم کربلایی را پخش میکنند. نوای معروف تِزُرونی وی در ایران هم طرفداران فراوانی دارد.

۴. گوناگونی در خدمت : ایام اربعین عرصه­ ای است که هر کس از خرد و کلان ، مرد و زن  هر خدمتی که میتوانند به زوار ارائه می نمایند: طبقی از خرما, غذا، آب، دستمال کاغذی، واکس کفش­ها، تعمیر کالسکه بچه­ ها، پانسمان پاهای مجروح، ماساژ بدنهای خسته،شستن لباسها و...کودکان خردسالی که تنها در میان جاده نشسته اند و تنها یک بشقاب خرما به زائران تعارف میکنند. جوانانی که تاول­های زائران را می­ بوسند و بدنها را ماساژ می دهند و خلاصه تمامیِ تلاشِ خادمانِ افتخاریِ سیدالشهداء علیه السلام زدودنِ همّ و غم زائران است و بس

( نمونه این کودکان با صفا در پیاده روی اربعین کم نیست. یک بشقاب ساده و اندکی خرما و دلی دریایی)

۵.جملات  مهرآفرین: پیرمرد و جوان عراقی با جملاتی میهمانان سیدالشهداء را نوش میدهند که زائر در به کار بردن پاسخ فرومی ماند: زائران را سرور خود ، مولای خود، می نامند که قدم بر چشم آنان نهاده اند.

۶.احترام به روحانیت : روحانیت و به ویژه سادات معزز در میان مردم و حتی ارتش و پلیس عراق جایگاه ویژه ­ای دارند. در ورودی کاظمین یا سیطره ­های گوناگون روحانی سید را به طور ویژه اکرام میکردند.

(سید روحانی گروه ما جناب دکتر سید مهدی حسینی که همواره به احترام وی کارهای ما هم هموار می­شد. هر چند سر انجام در یکی از موکبهای کربلا گوشی note4 وی را ربودند!! بالاخره من كان له الغُنْم كان عليه الغرم. پیش آمده دیگه)

۷. رفاقت های زیبا: فرصت پیاده روی و هدف مشترک ، سبب می شود که رفاقت خوبی میان اعضای گروه هایی که برای پیاده روی میروند ، شکل گیرد. در فاصله کوتاه فرودگاه نجف تا مرقد شهید سید باقر حکیم با دوستانی آشنا شدیم که برخی فارغ التحصیل دانشگاه امام صادق علیه السلام بودند و برخی طلبه و هم اینک در شورایعالی انقلاب فرهنگی ، نشریه راهبرد فرهنگ را سامان میدهند. رفاقت خوبی بود و سبب شد تا قسمتی از پیاده روی را با هم همراه باشیم.

این عکس در مسیر شط گرفته شد . آقا کسری. آقا یوسف و جناب احمدی از رفقایی بودند که همراهی شان را غنیمت دانستیم

اما زوایای پنهان و کمتر گفته شده این سفر نیز کم نیست که شایسته است زدوده شود تا چهره زیبای پیاده روی اربعین خدای ناکرده مخدوش نگردد:

۱.کم توجهی به نماز : بنده امسال و سال ۹۲ در موکبهای عراقی در شهر کربلا ساکن بودم. متاسفانه هنگام نماز صبح تنها عده بسیار محدودی برای نماز بلند می­شوند و بقیه به راحتی خواب را بر نماز ترجیح میدهند. در نمازهای ظهر و عصر و مغرب و عشاء هم تعداد کسانی که رسما تارک الصلاه هستند کم نیست. حتی در شهر کربلا که صدای نوحه خوانی باسم الکربلایی تا پاسی از نیمه ­های شب، اجازه استراحت به زائران را نمیدهد، هنگام اذان صبح صدای اذان کمتر به گوش میرسد.

( ما در این موکب در کربلا مستقر بودیم. گاه این پتوها از اذان صبح تا طلوع آفتاب تکانی نمیخورد. احتمالا قرص نماز را میخوردند!!)

۲.دود سیگار: سیگار کشیدن در فضای بسته موکب برای کوچک و بزرگ عراقی­ها کاملا طبیعی است. به تعبیر یکی از نوجوانان ، مرد بودن به سیگار کشیدن است و همین امر موجب آزار شدید افراد غیر سیگاری میشود که بالاجبار در موکبها ساکن اند.

۳.عدم رعایت مسائل بهداشتی: علیرغم شعارهایی که امسال انتخاب کرده بودند : نظافتی علامه ثقافتی « بهداشت من نشانه فرهنگ من است» اما بهداشت در عراق یعنی هیچ . اصلا اهتمامی به رعایت بهداشت نیست و از نجف تا کربلا در دو سوی جاده و نیز در مسیر زائران آشغال­ها خودنمایی میکنند. شُستن استکان چای در لگنی از آب که از صبح تا شب تعویض هم نمی­شود امری کاملا طبیعی است.

۴.بی برنامگی در حمل و نقل مسیرهای کربلا: برنامه ریزی برای خروج از کربلا پس از اربعین و یا روزهای پیش از اربعین اگرچه دشوار است ولی شدنی است. متاسفانه گاه باید مسافتی حدود ۲۵ کیلومتر را از کربلا پیاده قدم بزنیم تا به پارکینگ خودروها برسیم. کیلومتر و ساعت هم مانند رطل عراقی و خراسانی با کیلومتر و ساعت ایرانی متفاوت است !!!از هر کس بپرسی میگوید ده دقیقه دیگر میرسی و این ده دقیقه گاه معادل ۲ ساعت ماست.افزون بر این به نظر میرسد که چنین مشکلاتی برای ساکنان کربلا و نجف هم فراگیر باشد. به راستی اگر یک فردی بیمار شود چگونه خود را به بیمارستان میرساند؟

۵.تبلیغات ناموزون: در مسیرهای منتهی به کربلا تبلیغات برخی روحانیون عراقی چهره زیارت اربعین را به دعوت برای فلان شخص تنزل داده است. به ویژه جملاتی که از آنها بر بَنرها نقش بسته است جملات ساده و بدیهی و بسیار معمولی است . این گونه تبلیغات که با آواز بلند دعوت به خود است از آفات پیاده روی اربعین است.

۶.زمزمه ­های خطرناک: مراسم اربعین که قابلیت الگوسازی برای وحدت اجتماعی را دارد با زمزمه­ های عرب و عجم در معرض خطر قرار میگیرد. اگرچه این زمزمه ­ها فراوان نیست ولی باید از اندک آن هم هراسید. امسال عتبه عباسیه با نصب بنر بزرگی در آستانه حرمِ قمر بنی هاشم علیه السلام چند روایت در ستایش عراق و عراقی به زبانهای عربی و فارسی را فراهم آورده بود. این علامت آن است که متاسفانه از سوی برخی ایرانی­ها و غیر عراقی­ها مردم امروز عراق متهم به بی وفایی و مکر و غدر شده اند در حالیکه جماعت محدود کوفی سال ۶۱ را نباید با مردم کوفه و عراق امروز مقایسه کرد. در طول تاریخ وصف «کوفی» معادل شیعی بوده است و اصحاب خوش نامی از امامان علیهم السلام کوفی بوده اند. نکته دیگر شعارهای تفرقه افکن در حرم­های معصومین است که از سوی برخی افراد کم مایه گفته می­شود.امسال در شمار لعن­ها، بر منکر رقیه هم لعنت میکردند!!! تصور این همه نفهمی برای ما قابل درک نیست. در راهپیمایی امسال عزیزی سنی از هموطنان بلوچ را به همراه دوست شیعی اش دیدیم و گفتگویی کردیم. عاشق سید الشهداء علیه السلام بود ولی به خاطر ترس از عملکرد برخی افراد لباس بلوچی را در این سفر به تن نداشت.نکته دیگر تفاخرهای بی­جا است. همه آمده ­اند تا در اربعین زیارت کنند و پیاده میروند تا فقیر و غنی در یک صف واحد سیدالشهداء علیه السلام را در درگاه الهی واسطه فیض قرار دهند و با دستی پر بازگردند اما سخن هایی در باره نقش ایرانی در ساخت حرم­ها و یا برخی موکبها و....سبب دل آزردگی خواهد شد. اگر اینگونه مشارکتها برای خدا بوده است که او می ­بیند و پاداشش را به تمامه پرداخت خواهد کرد و اگر برای اسم و رسم است که در برابر دریای جود سیدالشهداء علیه السلام نام بردن و تفاخر به آنان بی ادبی است.

 با این همه پیاده روی اربعین آنقدر زیبا و به یادماندنی است که قابل وصف نیست . باید رفت و دید و توشه یکسال را ذخیره کرد. ما باید در آستانه حضرت رب الارباب پیشانی ذلت و مسکنت بساییم تا در دنیا و آخرت, عزت و سربلندی بیابیم و چه بهتر که ثارالله احساس ذلت ما را در برابر خداوند مشاهده کند و نزد خداوند, سیدالشهداء علیه السلام بر نیت خالصانه ما شهادت دهد.

نظرات

  1. سعادتمند جزه ای 15 آذر 1394 - 00:45

    استاد داغ ما رو تازه کردید. نوشته هاتون حال و هوای همون فرهنگ فرنک رو داره. نمیشه ادامه بدهید؟
    ...........................................................
    غلامعلی: سلام علیکم و تشکر. آنچنان نوشته اید داغ فکر کردم داغ سفر کربلا را میگویید. هنوز تصمیم برای نوشتن نگرفته ام

  2. مردانی 15 آذر 1394 - 09:31

    با سلام و احترام
    مثل همیشه خواندنی و دلنشین بود.
    به ویژه آن که یاد خاطرات شیرین همسفری با جنابتان را برایم زنده ساخت
    ..........................................................
    غلامعلی: سلام علیکم. تشکر از لطفتان. بله ما هم یاد دوستان همسفر از جمله شما بودیم. ان شاءالله سال آینده با هم مشرف میشویم

  3. خالقی 15 آذر 1394 - 12:00

    با سلام. مفید و نکته آموز و آسیب شناسانه نوشته اید. لذت بردم. اما دولت عراق اعلام کرد که بیش از یکصد و پنجاه نفر از اعضای داعش و القاعده عراق را در طول مراسم دستگیر کرده است. پس شاید گوشی دکتر حسینی را یکی از آنها برداشته !
    ...............................................................................
    غلامعلی: سلام بر دوست گرانمایه و پژوهشگر ارجمند جناب آقای خالقی . نکته شما لطیف بود. : آفرین بر نظر پاک خطاپوشت باد

  4. مسجدی 15 آذر 1394 - 12:04

    جالب بود.اگر عكس بيشتري ميگذاشتيد قشنگتر ميشد. مخاطب با حال و هوای آنجا بیشتر آشنا می شد
    ........................................
    غلامعلی: سلام و ممنون از استاد جناب آقای حیدر المسجدی. حق با شماست



  5. رضوی 15 آذر 1394 - 13:56

    بسیار عالی و شیوا بود و می شود این نکته را هم اضافه کرد که تمام مسیر پیاده روی در حکم حضور در حرم است بنابراین برای رسیدن به حرم نباید عجله کرد
    .........................................................................................
    غلامعلی:
    سلام علیکم. تشکر از وقتی که گذاشتید و نکته ظریفی که اشاره کردید چرا که پیاده روی خود عبادت است.یاد نوشته استاد طباطبایی افتادم که به ما سفارش فرمودند پیاده روی برای حرم سیدالشهداء خودش عبادت است

  6. seraj 15 آذر 1394 - 16:53

    در عکس ششم گوشی آقا سید دستش هست. بنده خدا بعد از این داغدار شده
    ................................................................
    غلامعلی: بله همان گوشی است ولی روح سید سترگ است و با از دادن گوشی داغدار نمیشود

  7. فاطمی 15 آذر 1394 - 19:12

    جالب اینجاست که در مسیری به ما هم می گفتند: ده دقیقه مانده تا به مقصد برسی. هرچه جلو می رفتیم، باز هم سخن از ده دقیقه بود.
    دو سه ساعت رفتیم و به گاراژ نرسیدیم و شب شد و ناچار شدیم در موکبی بخوابیم!
    ...........................................
    غلامعلی: سلام و تشکر از مطالعه . پس واقعا دقیقه عراق با ایران متفاوت است

  8. در روز اربعین همه ما را شناختند با نام مستعار «زیارت نرفته ها» 16 آذر 1394 - 00:00

    سلام .عليكم. خيلي ممنون كه لطف كرديد و بار ديگر ما را از يادداشت خواندني و نكته آموزتان بهره مند كرديد.
    يا ليتني كنا معكم فنفوز فوزا عظيما
    به محاسن و نقايص عراقي ها اشاره شد اما گويا هيچ تعريفي از ايرانيها نبود بالاخره اين افتخار خدايي برايشان است كه در بوجود آمدن چنين اتحاد عاشقانه و مؤمنانه اي سهم خوبي داشتند.
    دست همه مجاهدان في سبيل الحسين عليه السلام درد نكنه.
    عكس خوابها، دود سيگار و آن قسمت «این روحیه در موکبهای ایرانی کمتر دیده میشود و پتوهای فراوانی را انباشته روی هم قرار میدهند و به درخواست زائر برای استراحت هم وقعی نمی نهند» خيلي خنده داربود! تشكر
    ..................................................................
    غلامعلی : سلام علیکم . تشکر. هدف تعریف از عراقی و ایرانی نبود. بلکه گزارش کوتاهی از محاسن و آسیبهای پیاده روی اربعین بود.اعتقاد ما این است که پیاده روی اربعین سرمایه خوبی برای اتحاد مسلمانان است خواه ایرانی باشیم یا عراقی یا سوئدی ویا ....

  9. علی خواه 16 آذر 1394 - 16:34

    سلام زیارتتون قبول.
    در بیابانها که قدم میگذاری، وقتی به شب و تاریکی آن نزدیک میشوی، با تمام تفاوتی که امروز با سال 61 هجری دارد، اما باز وحشت همراهان زینب کبری و حیرانی ایشان در پیدا کردن کودکان سرگشته بیابان را حس میکنی. از آن سوی هرچند از با هم بودن شیعیان لذت میبری، اما غم نبودن مولایشان و سرگشتگی آنها در بیابانهای دنیا دلت را شعله ور میکند و اشکت را جاری میسازد. اللهم عجل لولیک الفرج
    .................................................
    غلامعلی: سلام علیکم . ممنون . زیارت شما هم قبول .اللهم ارزقنا رأفته و رحمته و دعاءه و خیره

  10. فاطمه زین الدینی 18 آذر 1394 - 11:17

    با سلام و عرض احترام خدمت شما استاد عزیز
    زیارت قبول ان شاء الله روزی هرساله شما باشد.
    همچون سفرنامه های قبلی، گزارشی بسیار عالی و دلنشین بود. مطالب حضرتعالی نگارش زیبایی دارد و خواننده را مجذوب می کند.
    تشکر وسپاس از مطالب خوبتان
    ........................................................
    غلامعلی: سلام علیکم و تشکر. ممنون. ان شاء الله خداوند زیارت های مکرر را نصیب شما هم بفرماید .در باره حسن نظرتان به این قلم باید اعتراف کرد که تشویق های شما خوانندگان بزرگوار هم مؤثر است.

  11. مریم شجاعی 18 آذر 1394 - 22:01

    سلام علیکم
    بسیار گزارش جالب و خواندنی بود و خاطره اربعین را برای بنده هم زنده کرد ... دقیقا همینطور بود که فرمودید اما به نظر بنده اگر قسمت بی نمازی را درج نمی کردید بهتر بود چون احساس میکنم این موضوع نقطه تاریکی است که ناگاه تمام نقاط روشن را تحت تاثیر خود قرار می دهد.این حسی بود که به عنوان خواننده متن با اینکه همه خوبی هارو دیدم از نزدیک ، به بنده دست داد.
    بنده اولین سالی بود که به کربلا مشرف می شدم و قسمت شد در ایام اربعین باشد . این سفر به قدری در ذهنم زیبا و متعالی آمد که از همین الان برای سال آینده روزشماری می کنم. بسیار درمورد سخاوت و دست و دلبازی مردم عراق شنیده بودم ولی به راستی که شنیدن کی بود مانند دیدن....
    ..........................................................................
    غلامعلی : سلام و تشکر . تذکر شما در باره نماز را دیگران هم داده بودند. انصاف این است که باید بپذیرم و از طرفی شاید موکبهای دیگری که من نبودم وضعیت بهتری داشتند . به هر حال یکی از آسیبها بود و برای من بی توجهی به نماز خیلی دردناک بود.

  12. علی راد 22 آذر 1394 - 10:55

    با سلام
    شور و شعور, معرفت و معنویت, زیبایی و مانایی را در توصیف تان از مسیر عشق استشمام کردم
    واقع نمایی گزارش تان قابل تقدیر است و اصل وقایع نگاری به خوبی رعایت شده است
    از اینکه ما را مهمان این مائده نور و عشق کردید از شما سپاسگزارم
    ..............................................................
    غلامعلی:جناب آقای دکتر راد سلام علیکم. از مطالعه شما استاد معزز متشکرم. الطاف شما همواره به ما میرسد . سپاس فراوان

  13. ق. 23 آذر 1394 - 21:17

    با سلام . زیارت قبول.
    با خواندن متنتان واقعا حال وهوای آنجا به خوبی تداعی می شود.
    دلم هوای حرم کرده است ...می دانی
    دلم هوای دو رکعت نماز بالاسر
    نکته دیگر نگاه مثبت اندیش جنابعالی است که تعداد پیداها بر پنهان ها ...
    ...............................................
    غلامعلی: سلام علیکم. ممنون . انصافا نکته های مثبت سفر بیش از این است. خدا روزی تان کند

  14. احمدفعال 24 آذر 1394 - 21:34

    باسلام بسیار شیوا و زیبا بود ان شاءالله سالهای آینده توفیق همراهی داشته باشیم
    ..........................................
    غلامعلی : سلام علیکم خدمت استاد فعال بزرگوار. ان شاء الله . تشکر از مطالعه

  15. مقصود 26 آذر 1394 - 00:22

    سلام استاد
    تشکر از متن روان و دلنشین شما
    اینکه در پنهان سفر به کم توجهی به نماز پرداختید بسیار قابل تقدیر است وتامل. ممنون
    ............................
    سلام علیکم . تشکر . ان شاءالله همچنانکه امسال نسبت به سالهای گذشته برخی امور مانند ظروف یکبار مصرف بیشتر شده بود این رفتار ناپسند هم اصلاح خواهد شد

  16. فیض 26 آذر 1394 - 16:31

    حسین جان
    اینجا برای از تو نوشتن هوا کم است...
    استاد محترم ممنون از ارسال مطالب
    ادامه دارد؟
    .................................
    غلامعلی : در باره اربعین قصدی ندارم ولی ان شاء الله فرهنگ فرنگ را ادامه میدهم

  17. مهدی 03 دی 1394 - 10:35

    اخوی گرانقدر
    حاج احمد آقای عزیز
    از روزی که این نوشته را در سایت گذاشته ای هر چند روز یکبار به آن سر می زنم تا حال و هوای اربعین را دوره کرده باشم.
    قلم زیبای شما و نگاه قشنگتان به این سفر سبب می شود که تمام نکات پنهان برایمان سهل شود و دوباره در این راه قدم نهیم. انشاء الله در محضر شما کرارا و تکرارا به عتبه بوسی این عتبات منور مشرف شویم.
    تمام پیاده روی سفر و حتی عتبات دیگر یکطرف و لحظه ورود به آستان موفور السرور و سراسر نور عتبه مقدسه حسینیه یک طرف. رزقنا الله و ایاکم
    ..........................................................
    غلامعلی: سلام و تشکر از شما اخوی گرامی. بهترین و معنوی ترین سفرها بدون رفیق شفیق دشوار است و شما پیش از آنکه برادر من باشی، رفیق شفیق من هستی.

  18. java rahmaty 12 دی 1394 - 16:23

    سلام علیکم زیارتتان استاد قبول از خدا باید بخواهیم معرفت زیارت نصیبمان فرماید
    ..............................................................
    سلام علیکم. آمین

  19. رهگذر 13 دی 1394 - 14:25

    باسلام
    استاد عزیز تر از جان
    مسیر کربلا شده بود مصداق ایه اعراف
    انگاری اهل بیت بر بلندای اسمان نجف تا کربلا ایستاده بودن نظاره گر زائرین بودن

    وَ بَيْنَهُما حِجابٌ وَ عَلَي الْأَعْرافِ رِجالٌ يَعْرِفُونَ کُلاًّ بِسيماهُمْ وَ نادَوْا أَصْحابَ الْجَنَّةِ أَنْ سَلامٌ عَلَيْکُمْ لَمْ يَدْخُلُوها وَ هُمْ يَطْمَعُونَ

    مسیری که از نجف به کربلا بود مسیر بهشت بود و بس
    اللهم ارزقنا
    ...............................................
    غلامعلی: اللهم ارزقنا و ایاکم زیارته فی الدنیا و شفاعته فی الآخره

  20. رهگذر 14 دی 1394 - 10:27

    سلام مجدد
    عکاس و دوربین رو معرفی بفرمایید
    ......................................
    سلام مجدد. عکاس متفاوت بود . بیشتر آقا علیرضا غلامعلی . دوربین هم گوشی سامسونگ مدل نوت۴ شبیه همان گوشی سرقت شده

  21. آشنا 14 دی 1394 - 19:03

    اصلا حال کربلا یه طرف سیگار کشیدن بی درد سر یه طرف
    ........................................
    غلامعلی : اهل بخیه دانند.هههه

  22. شراهی 03 اسفند 1394 - 09:21

    با سلام خدمت استاد عزیز
    واقعا قلمتان زیباست. با خواندن و البته بیشتر دیدن عکسها که به نوعی بیاتگر حال و هوای سفر بود خیلی دلمان هوایی شد.
    ان شاء‌الله این سفر هر سال با معرفتی افزونتر روزی شما و دوستان و همراهانتان شود.
    بسیار سپاس
    ................................
    غلامعلی: سلام علیکم. تشکر از نظرتان و دعایتان. الهی آمین

  23. فیض 25 آبان 1395 - 01:42

    به نام خدا
    با سلام
    و اربعینی دیگر در راه است... این چه حادثه ی عظیمی است در کربلا که هرساله وجدان های بیدار را از سراسر جهان گرد خود جمع می کند...
    به راستی تجمع انسان هایی با آن همه تفاوت، شگفت است...
    زبان های مختلف آسیایی، پوست سیاه آفریقایی، فرهنگ فرنگی...
    این همه تفاوت در پی یک حقیقت...
    همچنان منتظریم...

یادداشت ها

کتاب ها

مقالات